مروری کلی بر مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی عبارت است از فرایندی با مراحل مشخص و منسجم که در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات برای تولید یک خروجی استفاده میشود. برنامه ریزی با تصمیم گیری تفاوت دارد. از طریق فرایند برنامه ریزی مجموعه ای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود .
برنامه ریزی از جنبه ماهیت به برنامه ریزی فیزیکی، سازمانی، فرایندی، مالی، وظیفه ای و عمومی دسته بندی میشوند.
برنامه ریزی راازجنبه افق زمانی نیز به برنامه ریزی کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت دسته بندی میکنند. نوع دیگری از برنامه ریزی برای افق بلندمدت با دیدگاه خاص وجود دارد که با عنوان برنامه ریزی استراتژیک شناخته میشود.
برنامه ریزی استراتژیک
طبق تعریف لغت نامه ویستر، استراتژی ، علم برنامه ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ در مقیاس کلان، با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت قبل از شروع درگیری واقعی با دشمن است.
ازدیدگاه برخی از صاحبنظران تصمیمات استراتژیک خصوصیات زیر را دارند:
1- ماهیتاِّ پیچیده هستند. این امر به خصوص در مورد سازمانهایی با محدوده جغرافیائی وسیع(بین المللی چندملیتی و فراملیتی) مصداق دارد.
2- در شرایط نبود قطعیت، اتخاذ میشوند.
3- رویکرد یکپارچه مدیریتی وجود دارد. مدیران برای حل مسائل پیچیده استراتژیک، ناگزیر از مباحثه با سایر مدیران هستند که چه بسا علایق آنها بسیار با هم متفاوت باشد
4- ممکن است مستلزم انجام تغییرات بنیادی در فرهنگ و ساختار سازمان شود.
صاحب نظران ، انطباق با تغییر را جوهره مدیریت استراتژیک میدانند و معتقدند برنامه ریزی استراتژیک بر این اصل بنا شده که سازمان باید به طور پیوسته، بر روند داخلی و خارجی نظارت کند تاد ر صورت لزوم، واکنش پیشگیرانه( نه منفعلانه ) داشته باشد.
برخی از دلایل نپرداختن به مقوله برنامه ریزی استراتژیک در سازمانها
1- سیستم تشویقی ضعیف
2- درگیری بیش از حد در روزمرگی و نبود زمان کافی
3- هزینه های بالا
4- راضی بودن به موقعیت فعلی
6- اعتماد بیش از حد به تواناییها و دستاوردهای فعلی سازمان
7- تجربیات بدقبلی
8- ترس از ناشناخته ها و بی اعتمادی میان مدیران و کارکنان
در همین راستا برخی از موانع موفقیت برنامه ریزی استراتژیک را به علت وجود موارد زیر میدانند:
1- برنامه ریزی استراتژیک تنها برای پاسخگویی به الزام شرکتهای بالادست
2- عجله و شتاب در تدوین استراتژی یا داشتن ماموریت
3- ناتوانی در تفهیم برنامه ها به کارکنان
4- درگیر نکردن تمام مدیران و کارکنان مرتبط در فرایند برنامه ریزی
5- رسمیت بیش از حد برنامه ریزی به نحوی که انعطاف و خلاقیت از بین برود
چرخه دمینگ در برنامه ریزی استراتژیک
1- برنامه ریزی استراتژیک( plan)
2- اجرا و پیاده سازی استراتژیها( DO)
3- کنترل و ارزیابی تحقق استراتژیها و اهداف(control)
4- انجام اقدامات اصلاحی براساس نتایج کنترل( Action)
مدیریت استراتژیک زمانی معنا می یابد که استراتژی های تدوین شده به مرحله اجرا درآید، کنترل شود و براساس نتایج، اقدامات اصلاحی صورت گیرد. در غیر این صورت استراتژی،تنها در حد شعار باقی می ماند.
